دشمنان تکنولوژی

دیروز خبری منتشر شده بود در مورد جلوگیری از فعالیت اسنپ و تپسی، که احتمالا خیلیا با این سرویس‌ها آشنا هستند اونایی هم که نیستن به طور خلاصه میشه سرویس تاکسی بر پایه اپلیکیشن موبایل تعریفش کرد.

توی ۶ماه گذشته چندین مورد خبر این مدلی در مورد این دو سرویس منتشر شده، اگر هم فکر می‌کنید اینا خیلی نوآوری دارند باید بگم سرویس هایی مثل آپارات و پرداخت های واسط هم در امان نبودند.

کاری به تحلیل مسائل سرمایه گذاری و ناپایداری و عدم امنیت و این حرفا ندارم؛ اما این فرآیند خیلی شبیه تجربه نذری یاب برای من بود، چیزی که هر کسی از راه رسید یه لگدی بهش زد و انواع تهمت ها و اتفاقات هم براش پیش اومد.

اغلب آدمایی که توی این راه باهاشون مجبور شدیم صحبت داشته باشیم یه پیشنهاد ساده داشتن – ولش کن – و کار دیگه بکن.

هرچند خیلی کم پیش اومده بیخیال پروژه ای بشم ولی چیزی که یه پروژه کوچیک جالب اپن دیتاس، تبدیل به یه مسئله امنیتی مذهبی شد و باز هم سعی کردیم ولش نکنیم ولی مجبور به بی‌محلی کردن (به پروژه) شدیم.

دلایلش زیاده اما به نظرم دشمنان تکنولوژی آگاهانه و ناآگاهانه تمام تلاششون رو می کنن شما رو مایوس کنن تا یا به طور کلی حذف بشید یا شریک بشید.

عظیم خودرو و تجربه افتضاح خرید

azimkhodro

اگر تا حالا تجربه خرید از شرکت های خودرویی نظیر عظیم خودرو نداشتید به شما تبریک میگم که اعصاب راحت دارید و پول خودتون رو در جای مطمئن تری سرمایه گذاری کردید. اما بد ندیدم تجربه خرید از این شرکت نسبتاً معروف رو بازگویی کنم که شاید در تصمیم گیری خودتون بازنگری داشته باشید. و این نکته لازمه که بگیم فرآیند خرید سه مرحله تفاهم نامه، قرارداد و تحویل خودرو هست.

تفاهم نامه

در ابتدای خرید همه چیز خوب پیش می رود، همه با شما موافق هستند و قول قیمت قطعی، آپشن های فول و … داده می‌شود، اما فقط تا زمانی که پای قرارداد (تفاهم نامه) را امضا کنید. یعنی بر خلاف صحبت اولیه که قول فول آپشن و نوشتن آپشن و موتور GDI و … داده شده، اما در قرارداد هیچ کدام ذکر نخواهد شد و بعد از انعقاد قرارداد رفتار کارکنان با شما ۱۸۰ درجه عوض خواهد شد.

قرارداد ها بدون احتساب روزهای تعطیل و پنجشنبه جمعه (و ۱۵ روز عید) محسوب می شود، این یعنی ثبت نام ۳ ماهه که در واقع ۹۰-۱۲۰ روزه است، برای شما ۲۰۰ تا ۲۲۰ روز خواهد شد.

قرارداد

حالا با گذشت زمان قرارداد که حدود ۲۰۰روز خواهد شد، شرکت با بهانه های واهی نظیر پلاک نشدن، مجوز خودرو و … تمام سعی خود را می کند تا زمان تحویل را به نزدیک ۹ ماه برساند. و در این بین تمام تلاش خود را می کنند تا قرارداد را کنسل کنید (۲٪ جریمه انصرافی دارد و یک ماه زمان می برد) یا با مدل های پایین تر یا بالاتر معادل قیمت بازار معاوضه کنید. و اگر شانس بیارید و در بهترین حالت قرارداد شما اجرا شود نهایتاً قیمت خودرو نه با قیمت قطعی که قبلاً در تفاهم نامه تطبیق شده بلکه با قیمت روز بازار بسته خواهد شد. همینطور در هیچ کجای قرارداد آپشن ها و امکانات ذکر نخواهد شد.

برای مثال خودروی توسان با موتور GDI فول که با قیمت تفاهم نامه ۱۴۶ میلیون بسته شده، روز قرارداد با ذکر اینکه خودروی تحویلی مطابق تفاهم نامه نیست (نه رنگ پایه و نه موتور) و قیمت نمونه  آن در بازار ۱۸۰ میلیون است، شما به صورت نقدی ۱۸۲ میلیون و اقساطی با سود ۲۹٪ تسهیلات از عظیم خودرو می گیرید، یعنی بالاتر از نرخ بازار در همان زمان و ۶ماه هم سپرده گذاری بی حاصل.

این نکته قابل ذکر است که در صورتی که از تسهیلات استفاده کنید هزینه انتقال سند هم به عهده خریدار خواهد بود. و در آخر هم ۲ روز اقامت در شمال کشور هم به شما هدیه می دهند که تمام تجربه تلخ دزدی شسته شود.

در نتیجه اگر دنبال خرید ماشین وارداتی هستید و برای زمان و اعصاب و پول خود اهمیت قائل می شوید، به هیچ عنوان به شرکت هایی نظیر عظیم خودرو و سایر دوستان اعتماد نکنید. انتخاب همیشگی بین بد و بدتر در ایران.

سال ۹۴ و کوله باری از تجربه

مرور سالی که گذشت شاید در نگاه اول آنچنان جذاب و خوشایند نباشد، اما همیشه باعث خواهد شد که گذشته و اشتباهات خودمون رو بهتر و بیشتر بشناسیم؛ هرچند که کلاً همیشه در حال کسب و تجربه ایم و اگر اینجوری نباشه حتماً تو یه محیط ایزوله قرار گرفتیم اما بد ندیدم که هر سال کوله پشتی همون سال رو مرور کنیم و با ضمیری آگاه و قلبی مطمئن بریم برای سال بعد و اشتباهات جدید و اتفاقات جدید. هرچند که سال ۹۴ در مجموع سال خوبی بود که تونستم خیلی از ایده ها و کارهامو پیاده سازی کنم ولی هرچند که برنامه فشرده تری وجود داشت اما به خاطر ضیغ وقت موکول شدند به سال بعد!

newyear-happy

قبل از نوشتن این پست نگاهی به برنامه های امسالم داشتم تا ببینم چقدر از اونها را به ثمر رسوندم:

(بیشتر…)

تبدیل خلاقیت به روزمرگی

routine-works

اگر در محل کارتون با پروژه های مختلفی روبرو شدید و به نوعی کارهای مهمی در امور اصلی شرکت انجام دادید، احتمالاً یکی از این دو روش زیر را انجام دادید:

  1. سمبل کاری و رسوندن به هدف
  2. پشتکار زیاد برای به بهترین کیفیت

توی حالت اول که خب غالب ترین روش تو ایرانه به راحتی شما مدیرعامل -یا مدیر بالا دستی- خودتون رو به هدفش میرسونید و فرقی نداره پروسه ماجرا چجوری انجام شده.

توی حالت دوم هم اغلب اینجوریه شما کلی زمان صرف می کنید تا بهترین خروجی رو داشته باشید ولی همیشه مطابق با نظرات (غالباً کارشناسی!) بقیه نیست و پشیمون میشید و برمیگردید مرحله اول.

این سیکل تقریباً باعث شده حتی آدمایی که خلاقیت و تجربه ای دارن به مرور تبدیل میشن به اجرا کننده کار و نتیجش هم میشه سیستم فشل اداری کشور.

انتقاد پذیری و مشورت

خیلی وقته که به این فکر می کنم چقدر انتقاد پذیرم و چقدر مشورت میگیرم؟

همه آدما خودشون رو میشناسن، همه میدونن دقیقاً چجور آدمی هستن و چیکار میکنن تو زندگیشون.

وقتی به کارایی که انجام دادم نگاه می کنم، بیشتر احساس میکنم همه چیز رو آزمایش کردم تا تجربه کنم و کمتر سعی کردم به حرف دیگران گوش بدم، هرچند که بسیاری از توصیه هایی که بهم شده کمک شایانی کرده بهم و از اون طرف هم سعی کردم انتقادات رو بپذیرم و کار بهتری رو ارائه بدم، هر چند همیشه یک سری از انتقادات نسبت به چیزایی هست که نسبت بهش آگاهی داریم ولی شرایط بهبودش مهیا نیست.

اما درباره مشورت پذیری بیشتر در دو حالت مودی عمل میکنم و اغلب به طرف مقابلم بستگی داره که چه دیدی داشته باشم بهش و از طرفی چقدر توی کاری که در حال انجامشم خبره باشه. هرچند این به معنی رد انتقاد کردن یا نپذیرفتن بقیه نیست اما اگر دیگران بهم توصیه ای بکنن که توی مود خوب قرار بگیرم نسبت بهش، احتمال انجام دادنش بیشتره در حالی که وقتی دید منفی پیدا کنم احتمال انجام همون کار خیلی کمتر میشه.

اما در کل من همیشه سعی کردم وقتی چیزی رو بلد یا مسلط نباشم و بخوام بدونم و راهکارشو پیدا کنم، میخونم و می پرسم و تا جای ممکن از تجربه های دیگران استفاده میکنم، اما لزوم به کار بردنش بیشتر منوط به ذهنیت من از اون فرد خواهد بود و ضمانتی برای اجرا نداره.

شاید یکی از دلایلش این باشه که همه چیز رو توجیه میکنم و میل به آزمایش کردن هم باعث توجیه کردن مشورت ها میشه تا شانسم رو دوباره آزمایش کنم.