چند نکته اقتصادی

این روزها خب تب و تاب ریاست جمهوری در ایران هست و هرچند که بی تفاوت باشید یا بخواهید بی تفاوت باشید بازم جزو روزمره زندگی شما محسوب میشه، به هرحال آینده این کشور به همین موارد مرتبط خواهد بود.

اقتصاد

من اقتصاد دان نیستم اونقدریم دانش اقتصادی بالایی ندارم، طبعاً اگه داشتم وضعیت مالی خودم بهتر بود، راستش من یکمی از برنامه های اقتصادی این کاندیداهای گرامی شنیدم و برام جالب بود:

۱. جابجایی نقدینگی

همه کاندیداها حرف از جابجایی نقدینگی می‌زدند اما واقعیت اینه چجوری این امر عملی خواهد شد؟ فرض کنید شما نقدینگی مردم رو به تولید هدایت کردید بالاخره اون تولید با همین پول باید حقوق اون افراد رو بده و بازم این نقدینگی پخش میشه تو جامعه. نکته اساسی این هست این نقدینگی برای این به وجود اومده که شرایط پایداری از اعتماد به دولت نیست٬ در نتیجه جامعه برای مقابله با تورم یا حفظ خودش برای جلوگیری از سقوط این نقدینگی رو به هر سمتی که سرمایه گذاری مطمئن باشه سوق میده یا با اون سرمایه دست به کاری میزنه که براش سود داشته باشه (طبعاً با توجه به قوانینی که اعمال میشه هر روزه خیلیا با استفاده از رانت اطلاعاتی یا شانس پولدار میشن). نقدینگی رو خزانه بانک مرکزی و جو روانی جامعه می‌تونه هدایت کنه و وضعیت پایدار اقتصادی.

۲. تورم

برای من سوال هست چجوری با افزایش ۲۰٪ حقوق میخوان جلوی تورم رو بگیرن و تک رقمی کنن (فرض محال)٬ شرکت یا کارخونه ای که محصولی رو تولید میکنه باید به کارمندانش حقوق بده٬ اگر برای مثال ۵۰ کارمند با میانگین حقوق ۸۰۰ هزار تومان داشته باشه یعنی ماهانه حدود ۴۰ میلیون حقوق میده٬ اگر جنسی که میفروشه ۲۰ هزار تومان باشه قبلاً و فروشش در ماه ۴۰ هزارتا باشه و سود خالصش ۲۰٪ یعنی ۱۶۰ میلیون سود میکنه که باید ۲۵٪ این سود رو خرج حقوق ماهیانه افراد کنه وقتی ۲۰٪ حقوق افزایش پیدا کنه میشه میانگین ۹۶۰ هزار تومان که یعنی ماهانه ۴۸ میلیون تومان و ۳۰٪ سود خالص برای حقوق میره و در حالتی که تورم فزاینده است هر روز هزینه تولید از هر لحاظ بالاتر میره. در نتیجه قیمت نهایی کالا بیشتر میشه و با افزایش تولید قیمتی پایین نمیاد چون حدوداً اون تعداد خرید ثابته!

تو تعریف ابرتورم اومده:

شرایط ابر تورمی شرایطی است که در آن قیمتها بسیار سریع افزایش می‌یابند و واحد پول به سرعت ارزش خود را از دست می‌دهد.

تعاریف تکنیکی ابر تورم یکسان نیست. تورم سالانه در حدود ۱۰۰ درصد در طول سه سال و تورم ماهانه ۵۰٪ دو نمونه از تعاریف تکنیکی ابر تورم است.

و جالب یکی از کشورهایی که با این وضعیت دست و پنجه نرم کرده مجارستان بوده

بر اساس این گزارش مجارستان رکورددار تورم در جهان است. این کشور در سال های ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۶ تورم نقطه ای (۱۲۹۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ درصدی) ۱۲۹۵۰ تریلیون درصدی را تجربه کرد که بالاترین تورم ثبت شده در جهان به حساب می آید.

۳. ممنوعیت واردات

نمی‌دونم چرا وضعیت کشور رو با دهه ۶۰ و زمان جنگ می‌سنجن اما به نظر من این کاملاً اشتباهه چون الان نه اون مردم وجود دارن نه اون شرایط بر کشور پدیدار هست٬ زمان خوردن نون و پنیر رو زمین گذشته٬ برگشت به اون موقع عملاً جز برای معدود افرادی خوشایند نیست تبدیل ایران به وضعیتی که مرفهان با کفش و فقرا بی کفش جالب نخواهد بود٬ مگر اینکه وضعیت حاکم بر ایران مثل کره شمالی بشه که به همچین مسیری میل می‌کنیم منتها یکم زمان‌بر خواهد بود.

ارز حاصل از صادرات باید در راه واردات مصرف بشه چرا که جز این نتیجه جالبی نخواد داد و میزان رفاه مردم بالا نمیره ولی خب تو جیب عده‌ای خاص می‌تونه بره که خارج از ایران خرج کنن. سرمایه کلان دست کسی هست که کسب و کاری در ایران داره و تبعاً فعالیت اون فرد یا شرکت به نفع کشور خواهد بود چرا که مالیات میده٬ پولش تو بانک هست و دلایل دیگر. اما وقتی جلوی خروج ارز ۲۰۰ هزار دلاری برای خرید یه ماشین لوکس گرفته شه٬ ممکنه حالا ۱میلیون دلار از کشور خارج کنه تا بتونه راحت زندگی کنه چون نمی‌خواد اینجا سوار پراید به ظاهر ملی بشه که پرپر بشه و در حال حاضر فشار در تمامی قسمت‌های دیگه زندگی هست. دخالت دولت تو هر مسئله‌ای نتیجه جالبی نخواهد داشت. دولت نمی‌تونه توی اینکه مردم پولشون رو چجوری خرج کنن تصمیم بگیره و تا الان همچین اتفاقی رخ نداده.

همه کشورهای دنیا واردات دارن چون هیچ وقت نمی‌تونن همه چیز رو خودشون درست کنن یا اینکه هزینه تولیدش بسیار بالاتر از وارداتش خواهد بود٬ و نکته اساسی اینه چرا باید به هر قیمتی دست به عملیات «ملی سازی» زد تا نشون بدیم ما می‌توانیم؟ واقعیت اینه ما نمی‌توانیم! ما فقط می‌تونیم خوب حرف بزنیم. استفاده از عبارت «در سال ۹۰ حدود ۳۹ میلیون دلار از آلمان چوب بستنی وارد کرده‌ایم و این در شرایطی است که می‌توانیم این را در روستاهای خودمان تولید و اشتغال ایجاد کنیم» جز برای تحریک ذهنیت اقشار جامعه که فکر بازی ندارن کاربرد نداره. تو کشور ما اونقدری جنگل نیست و اونقدری هم تولیدات چوب بالایی نداریم٬ و وارد کردنش هم از نظر قیمت و هم از نظر کیفیت و زیست محیطی خیلی بهتر و به صرفه‌تر خواهد بود. واردات معتدل اقتصاد باز کشور رو نشون میده!

۴. مسکن

چیزی که من دیدم همه حرف از سفته بازی تو بازار مسکن می‌زدن اما واقعیت قضیه اینه قیمت ساخت بالا رفته و در اثر تورم کلی جامه قیمت زمین هم بالا رفته٬ زمینی که تو شمال شهر تهران متری ۲۰ میلیون توش آپارتمان می‌سازن اگر ۵ طبقه هم ساخته بشه و متراژ زمین ۲۰۰ متر (زمین=۴میلیارد) و زیربنای هر واحد ۱۰۰ متر باشه٬ و هزینه ساخت در کمترین و بدون امکانات ترین حالت متری ۸۰۰ هزار تومان (واحدی ۸۰میلیون) برای هر واحد یعنی ۸۸۰ میلیون فقط خود هزینه ای که شده خواهد بود و اگر ۲۰٪ سود هم حساب کنیم میشه ۱میلیارد و ۵۶ میلیون تومان. طبعاً مردمی که نمی‌خوان وارد اوراق مشارکت یا بورس بشن به سمت خرید خونه پیش میرن به دو دلیل آینده نگری برای حفظ خودشون در برابر تورم و فرزاندانشون (چون قطعاً فرزاندانشون توانایی خرید خونه تا آخر عمر نخواهند داشت) و کسب درآمد با اجاره دادنش برای اینکه زندگی بهتری داشته باشن.

۵. یارانه و درآمد نفتی

اگر صادرات نفت رو ۲میلیون بشکه و بشکه ای ۱۰۰ دلار حساب کنیم درآمد روزانه میشه روزی ۲۰۰ میلیون دلار و ماهی ۶میلیارد دلار. (رقم بودجه کلی کشور امسال ۷۲۷ هزار میلیارد تومان یا با ارز مبادله ای ۲۷۹ میلیارد دلار یا با ارز آزاد ۲۰۱ میلیارد دلار است)

یارانه پرداختی به هر نفر رو اگه ۴۵ هزار تومان در نظر بگیریم و جمعیتی که بهشون پرداخت میشه ۷۵ میلیون نفر میشه ماهی ۳هزار و ۳۷۵ میلیارد تومان یا به عبارتی ۹۳۷میلیون و ۵۰۰ هزار دلار (ارز آزاد) و ۱میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار (ارز مبادله ای) و اگه مبنا رو ارز مبادله‌ای قرار بدیم یعنی ۱/۶ درآمد کنونی نفت که نصف شده به مردم تعلق میگیره. این ۴۵ هزار تومان هم از لحاظ ارزش طی یک یا دوسالی که داره اجرا میشه ارزشش برای دولتی که درآمدش دلاری هست ۱/۳ شده.

و همونطور که دیدیم وضعیت جامعه با این تورم ها پویا نشد و رقابت بازهم عادلانه نشد پس بهتره که در یارانه‌ها بازنگری اساسی بشه.

– عباس بررسی خوبی از کاندیداها انجام داده (لینک) تا برنامه اقتصادی اون‌ها رو بخونید٬ هرچند که ریاست جمهوری فقط اقتصاد نیست.

این نوشته هم به نوعی نظر من بود نسبت به برنامه و وضعیت اقتصادی و طبعاً راه حلی برای حل شدنش به طور مشخص نه دارم نه خوندم و این اطلاعات هم نسبت به اون چیزی که خونده بودم ارائه کردم. خوشحال میشم شما هم نظرتون رو بگید.

دیدگاه خود را بیان کنید