چرا کار گروهی پیش نمی‌رود؟

همه شما حداقل یک بار این عبارت را شنیده‌اید

شما همه ی کارها را نمی توانید به تنهایی انجام دهید. قبول دست کمک دیگران یا محول کردن بعضی مسئولیت ها به سایرین، نشانه ی ضعف و ناتوانی نیست، بلکه روشی خردمندانه است که به شما کمک می کند زودتر به موفقیت دست یابید و پیشرفت کنید.

کار گروهی

فواید زیادی برای کارگروهی ذکر کردنه اند که از میان آن‌ها می‌توان به «سرعت بخشیدن به کار» و «افزایش عملکرد همکاران» و «استفاده و آموختن از یکدیگر» و «کاهش استرس» نام برد.

اما تجربه من در یک و نیم سال کار گروهی (بدون تجربه مدیریتی خاص) وب چیز دیگری می‌گوید٬ در یک و نیم سال کار گروهی همه چیز مطابق میل من پیش نرفت و اغلب باعث اعصاب خوردی باش و در نهایت میزان رضایتم به سطح خیلی پایین رسید.

به طور خلاصه عواملی که بیشترین مشکل رو داشتم به شکل زیر دسته‌بندی کردم:

۱. تعهد

بدترین چیزی که توی کارگروهی با آن مشکل خواهید داشت تعهد است که از رایج‌ترین آن می‌توان بدقولی را نام برد٬ چرا که تمام کار گروهی بر اساس زمان بندی شما انجام شده تا بهترین راندمان داشته باشد و با تأخیر شما نه فقط کار فعلی شما٬ بلکه کار بقیه همکاران مختل خواهد شد. بدقولی به شدت در بین ایرانیان رایج است و با صحبت «الان» و «فردا» شروع می‌شود اما نهایتاً یک ماه از «الان» می‌گذرد و عملاً شما مجبورید قانع شوید به کاری که تحویل شده چون زمانی دیگر برای بررسی و اصلاحات دیگر ندارید!

این افراد تعهدی به کار خودشان ندارند (بنا به دلایل مختلف) و چون نتیجه کار به آنها مرتبط نیست با علم به این قضیه دیگر تعهدی درکار نخواهد بود و هرچه بشود برایشان مهم نیست٬ بنابراین هر مسئله‌ای که پیش بیاید خود را مقصر نخواهند دانست و در نهایت به گونه‌ای می‌شود که شما برای اتمام کار مجبورید دست به هرکاری (باج/خواهش/وعده‌های دیگر) بزنید که کار به هر صورتی تمام گردد!

در همین رابطه به شما خواندن این مقاله با مضمون «چگونه تیم خود را متعهد سازیم»٬ را پیشنهاد می‌کنم.

۲. عدم اعتماد به یکدیگر

یکی از مهمترین عواملی که باعث اصطکاک بسیار در سطح تیم می‌شود٬ عدم اعتماد به اعضای تیم و لیدر تیم می‌باشد٬ چرا که همکاری متقابل یکدیگر را به معنای «عدم اعتماد» یا «سخت گیری بیش از حد» در می‌یابند و به نوعی از این روش که کار انجام شده کنترل بشود یا بهتر بشود فرار می‌کند و با عبارت تکراری «بگو خودش انجام بده» یا عباراتی از این قبیل روبرو می‌شوید که از زیربار مسئولیتی که به آنها سپرده شده فرار می‌کنند. هیچ وقت با یکدیگر کار نمی‌کنند و نهایتاً از یکدیگر کار می‌کشند. گاهی اوقات با وضعیتی روبرو می‌شوید که از همکار دیگر (هرچند با تخصص متفاوت) صحبت می‌کنند که چرا روند ایشان ضعیف‌تر است و با استدلال بر این موضوع بر عملکرد ضعیف خود سرپوش می‌گذارند. البته قابل ذکر است که همیشه افراد به دنبال این بهانه‌ها هستند.

عدم اعتماد به لیدر بیشتر به شفاف سازی مسائل گروهی و یا اختلاف عقیده با لیدر باعث عدم مقبولیت لیدر گروه می‌شود و در نتیجه تأثیر پذیری افراد گروه از لیدر کاهش می‌یابد. اغلب اعضای تیم خود را بهتر و فنی‌تر و مدیرتر از لیدر می‌دانند و معتقدند که خود به تنهایی از پس همه کار برمی‌آیند و با این تفکر همیشه در صدد خنثی کردن نقش مدیریت هستند چرا که دوست ندارن کسی با سمت بالاتری از کار آنها اشکال بگیرد یا مخالفت کند.

همچنین به شما این پست با عنوان «بررسی علل ضعف کار گروهی از دیدگاه جامعه شناسی خودمانی» را معرفی می‌کنم.

۳. دلگرمی اعضا

این مورد باید توسط مدیر و در ابتدای شروع کار سنجیده بشه و با دلگرمی بالایی کار رو شروع کرد و حین کارگروهی نیز نباید گذاشت که افراد تیم از کار یا هر شرایط دیگر پیش آمده دلسرد شوند به خصوص در ایران که ثبات داشتن در مسیر هدف سخت هستش و هر روز یک سری دلیل برات بوجود میاد که باید قید کار گروهی یا کار وب رو بزنی. از این بین پول نقش مهمی رو بازی می‌کنه اما همواره باید درست مدیریت کنید٬ همه افراد نیاز به پول دارند اما باید به هر فرد اندازه کاری که انجام داده و طبق چارچوب قوانین و مقررات تیم پرداخت انجام داد. به جرأت می‌تونم بگم بزرگترین مشکل اصلی فعلی اغلب افراد مشکل مالی هست چرا که برای تأمین مالی خود مجبور به انجام چندین پروژه هستند که این باعث می‌شود تعهد کاری کاملاً از بین برود.

۴. سمبل کاری

اغلب کار گروهی را به خاطر کیفیت خوب و زمان انجام کمتر بر می‌گزینند اما در ایران در اغلب مواقع بعد از بدقولی به سمبل کاری می‌رسید که کار حاصل شده نتیجه دلخواه شما نیست و از طرفی زمان کمتر دارید٬ از طرفی به خاطر مشکلات حاصله با عضو گروه٬ کمتر دست به تغییرات می‌زنید تا نتیجه بهتر گردد. و با وجود یک سری مشکلات در کار یک عضو گروه به خاطر پیوستگی کارهای اعضا٬ نتیجه کلی کیفیت لازم را نخواهد داشت.

به طور کلی بر اساس تجربه به موارد فوق رسیدم که شاید علمی نباشند اما به شما این دو مقاله (+ و +) درباره تیم و انگیزه را پیشنهاد می‌کنم.

دیدگاه خود را بیان کنید