امروز مشغول وبگردی یه پست جالبی به چشمم خورد با عنوان «فاجعه ای به نام کارمندِ برنامه نویس در ایران» که دلیل و توضیحات جالبی در دفاع از فری لنس کار کردن و عدم همکاری با شرکت های ایرانی بود. موضوع کمبود نیرو متخصص هم که دیگه خیلی واضحه در شرکت ها، اما این پست تا حد زیادی کمک می کنه که دیگران بدونن چرا واقعاً خیلی برنامه نویس ها دوست نداره در یک شرکت با حقوق مکفی و با شرایط خوب کار کنه؟ منم دوس داشتم یه سری مطالب که بیشتر حاصل تجربیات خودم بوده، بازگو کنم.

programming-work

بخش مالی

همه ما می دونیم برنامه نویسی کاملاً درآمد خیلی پایین تری نسبت به بقیه درآمدها توی ایران داره و چشم اندازش برای سن های بیشتر خیلی خوب نیست.

من توی بخش مالی تا حالا تجربه خوبی توی بخش وب نداشتم که اطمینان خاطر داشته باشم و به خاطر همین حین کاری که می کنم مجبورم چند تا پروژه دیگه هم قبول کنم فری لنس تا هم درآمدم در ماه زیر خط فقر نره و هم اینکه اگر شرکت حقوق نداد یا دیر حقوق داد بتونم سوار مترو بشم.

درآمد

خیلیا میگن که حقوق شرکتی درآمد ثابت و مطمئنه ولی تجربه نشون داده هیچ وقت اینجوری نیست، چون همه شرکتا بزرگ نیستن و همیشه هم در تهران نخواهید بود، از نظر مقایسه هم انجام یک پروژه فری لنس در ماه بیشتر از متوسط دریافتی برنامه نویسای استخدام شده است مگر اینکه برنامه نویسیتون قوی نباشه.

نحوه کار

اغلب شرکت ها دنبال اینن کاری که شما فری لنس انجام می دید رو داخل شرکت انجام بدن، در واقع سفارش پروژه ای که دارن رو مایلن به هر طریقی یا طریقی که سفارش دهنده گفته و برای همین دنبال برنامه نویسن و شما در ماه باید چندین پروژه رو به هر طریقی به اتمام برسونید.

اگر هم اینجوری نباشد احتمالاً یه پروژه بزرگی رو قراره اجرا کنن که شما تک نفره قراره پیاده کنید، اگر هم این حالت نباشه وارد بند بعدی خواهید شد!

کار گروهی

من تجربه خیلی جالبی در رابطه با کارگروهی ندارم تو ایران، چون همه در حال انتقال کارهای خودشون به روی دوش دیگران هستند و احتمال زیاد اگر آدم تیزی نباشید باز هم همان پروژه را باید تک نفره جلو ببرید. احتمالاً در این بین نیز شکایت یا صحبت هایی از نحوه کدنویسی یا باقی زیرآب های مربوطه به مسئول بالایی ارائه خواهد شد.

نتیجه خوب

اگر برنامه نویس خوب و دلسوزی باشید خروجی محصول نیز برای شما مهم خواهد بود تا ببینید چه محصولی با اسم شما در حال ارائه به بازار است، اما بسیاری از شرکت ها بیشتر به دنبال کارگر برنامه نویسند که فقط هر روز صبح کار را جلو ببرند و کاری به بقیه چیزها نداشته باشند.

استقلال

از نظر من استقلال داشتن در انجام کار خیلی مهمه. همیشه سعی کردم تیمی رو داشته باشیم که بتونم خیلی پروژه های بزرگی رو انجام بدم و البته همین موارد باعث شده تجربه های جالب کسب کنم، اما در حالت سازمانی شما باید فقط اطاعت کنید از دستورات تا کار مطابق میل دیگران به سر انجام برسد.

کارمندی

من حقیقتاً یه مخالفت هم کلاً با کارمندی دارم و بیشتر احساس میکنم باعث از بین رفتن خلاقیت و عدم پیشرفت میشه، شما داخل یه حلقه تکرار میفتید که مرتباً باید انجامش بدید و هیچ چیز جدید و هیجان انگیزی قرار نیست انجام بشه. همین دلیل هم البته باعث شده خیلی از نیروهای متخصص خوب ما کار فعلی رو ول کنند و به سمت استارتاپ بروند تا موفقیت های بیشتری کسب کنند.

۲۵فروردین

دیدگاه خود را به ما بگویید.

من همیشه از جو فراری بودم٬ اینکه به صورت خیلی اتفاقی باید ...
توی Foreign Policy مشغول خوندن بودم با یه مقاله جالب روبرو شدم٬ گزارشی جدید ...
امروز مشغول وبگردی یه پست جالبی به چشمم خورد با عنوان «فاجعه ...
اگر در خارج از خونه و محل کار خود با مغازه ها ...
فرض کنید سایتی دارید که عضویت ندارد و می‌خواهید کاربران آنرا بسنجید٬ ...